یونان

جزیره سانتورینی و غروب بی نظیر خورشید!

آسیاب بادی جزیره سانتورینی یونان

در قسمت قبل گفتیم که با پیاده شدن از تله کابین جزیره سانتورینی یونان، وارد فیرا شده و شروع به پیاده روی کردیم. در داخل فیرا و اویا اکثرا مناطق سمت دریا میزبان گردشگران هستند، مخصوصا در فیرا که کشتی های بزرگ کروز در نزدیکی جزیره لنگر انداخته و این ساخته های دست بشر در آبی بیکران دریا گم می شوند. مناطق توریستی سانتورینی، کوچه هایی باریک، شیب دار و با سنگفرش های تمیز و رنگ شده هستند. به همین دلیل تردد خودرو تقریبا غیرممکن و حمل سایر وسایل چرخدار مانند کالسکه به سختی ممکن است. با کمی پیاده روی به کلیسای فیرا در پشت ایستگاه تله کابین رسیدیم مثل اکثر ساختمانهای جزایر یونان، دیوار های کلیسا ساده، تمیز و رنگ شده بود، با توجه به محدودیت زمانی ترجیح دادیم تا از کنار کلیسا رد شده و به سمت مناطق دیگر حرکت کنیم. مسیری نسبتا طولانی را در کوچه ای باریک طی کردیم، در این بین مغازه های زیادی وجود داشت که یادبودهای جزیره سانتورینی را عرضه می کردند و الاغ ها غیر معمول تر و جذاب تر بودند. به تدریج از تراکم مغازه ها کم شد و به ساختمانهای مسکونی رسیدیم، خانه ها تا حدودی شبیه خانه های قدیم ما بود و هر کس بسته به سلیقه و ذوق خود نسبت به رنگ آمیزی آنها اقدام کرده بود. انتهای مسیر، دو راه وجود داشت یا باید به سمت مرکز فیرا می رفتیم و از لبه دریای اژه دور می شدیم و یا به سمت مناطق صخره ای و چشم نواز مشرف به دریا می رفتیم. ما گزینه دوم را انتخاب کردیم و محو تماشای زیباترین مسیری شدیم که در کل زندگی مواجه شده بودیم. منظره رو به دریا غیر قابل توصیف بود، ساختمانهایی که اکثرا هتل، ویلا و رستوران بودند بر بلندای صخره ها ساخته شده بود و پله هایی باریک به آنها منتهی می شد. استخر های زیبایی که دید رو به دریا داشت در مقابل برخی هتل های گران قیمت ساخته شده بود. البته همانطور که در سفرنامه سانتورینی نوشتیم در اینجا هتلها محدود به چند اتاق رویایی و دنج هستند و هیچ خبری از زرق و برق هتل های مرکز شهر نیست.
در نهایت تعجب مسیر بسیار خلوت بود و تعداد توریست ها به اندازه انگشتان دو دست هم نمی رسید. (دلیل آن در انتهای مطلب روشن خواهد شد) برنامه ما طی این مسیر تا انتها و سوار شدن به تاکسی بود. انتهای مسیر همان کلیسایی بود که یک ساعت قبل از مقابل آن رد شدیم. در واقع در مدت حدود یک ساعت یک مسیر حلقوی را طی کرده بودیم. از کنار کلیسا رد شده و به جلوی تله کابین برگشتیم تا راه ایستگاه های تاکسی را پیدا کنیم. فرصتی کمتر از یک ساعت تا غروب خورشید باقی بود و طبق تحقیقی که کرده بودیم سفر با تاکسی از Fira تا Oia در حدود نیم ساعت زمان می برد. با پرس و جو، به ایستگاه تاکسی ها رسیدیم، بر خلاف لبه صخره ای، توریستهای زیادی در مسیر منتهی به تاکسی ها به چشم می خورد. چندین شرکت وجود داشت، ما با یکی از آنها به توافق رسیدیم تا با دریافت 12.5 یورو برای هر نفر سرویس رفت و برگشت به Oia را ارائه دهد. کرایه این مسیر حدود 20 یورو است و با چانه زنی موفق به این کار شدیم. به مسئول شرکت تاکید کردیم که هدف ما دیدن غروب در Oia است و این آقا هم در عین نامردی(!) ما را مطمئن کرد که فرصت کافی وجود دارد. عقربه های ساعت به سرعت در گردش بود و خبری از ماشین نبود، حدود 40 دقیقه به غروب باقی مانده بود، بالاخره یک خودروی ون که نصف آن را خانواده ای از کلمبیا اشغال کرده بود از راه رسید. سوار شدیم، سر صحبت با این توریست ها باز شد، آنها با کشتی کروز  Olympia شرکت Celestyal به جزیره رسیده بودند و مبدا سفرشان آتن بود. این کشتی بر خلاف کشتی Odyssey (یا کشتی Nefeli که امسال جایگزین ادیسه شده است) برای ورود به جزایر نیاز به ویزا داشت. در طی جاده پر پیچ و خم و کم عرض، به طور مرتب موقعیت خورشید در آسمان را چک می کردیم. همسفران کلمبیایی نیز مانند ما دچار کمی تردید برای دیدن غروب شده بودند اما may be بهترین جواب ما به یکدیگر بود! وقتی در ایستگاه تاکسی Oia پیاده شدیم، تردید بیشتر شد. باید اعتراف کنم که تصور من این بود که تاکسی در کنار محل تماشای غروب، توقف میکند. حالا مجبور بودیم به سرعت مسیری نسبتا طولانی را در کوچه هایی باریک طی کنیم. چراغ های کنار کوچه ها و تزئینات مغازه ها گرگ و میش را بسیار دلفریب کرده بود، افسوس که عجله داشتیم و فرصت تماشای آنها را نیافتیم. عده بسیار کمی موافق جهت ما در حرکت بودند و گهگاهی برخی این مسیر را می دویدند، به کوچه های فرعی که به دریا منتهی می شد وارد و دست خالی بر میگشتند. ناگهان با خیل عظیمی از مردم مواجه شدیم که برعکس ما طی مسیر می کردند، با اینکه اواسط فصل پائیز بود ازدحام بسیار زیادی در پیاده راه های Oia برقرار بود. کم کم به عمق فاجعه پی بردیم، همه مردم از تماشای غروب بر میگشتند و خورشید در دریا گم شده بود! در عین ناباوری، ما فرصت دیدن یکی از زیباترین غروب های کره خاکی را از دست داده بودیم. انگار توان پاها نصف شد، به زور خودمان را به انتهای مسیر رساندیم. مبهوت شده بودیم و من مدام اشباهاتی را که باعث این اتفاق شد مرور می کردم. لحظات قبل سفر را به یاد می آوردم که برنامه کشتی در جزیره سانتورینی را مرور می کردم. آن روزها به خودم می بالیدم که حتی مسافرین کشتی های گران قیمت (مانند کشتی کروز MSC) به دلیل ترک جزیره قبل از غروب، فرصت دیدن غروب را ندارند و ما با کروزهای ارزان قیمت این لحظه را خواهیم دید.

حالا دلیل خلوت بودن فیرا را فهمیدم، وقتی ما در فیرا بودیم خیلی ها در اویا دنبال یافتن بهترین مکان برای تماشای غروب بودند. حتی حسرت کسانی را میخوردیم که با پرداخت 60 یورو  تورهای اختیاری کشتی را انتخاب کرده بودند و بر اساس برنامه ریزی لیدر از تماشای غروب بر می گشتند. در واقع منطقه ای از Oia که آخرین بارقه های خورشید قابل دیدن است بسیار کوچک بوده و تماشا و عکاسی از آن به راحتی مقدور نیست. پس بهتر است یک ساعت قبل از غروب خورشید در اویا باشید تا موقعیت یابی خوبی داشته باشید، میتوانید پس از غروب و در مسیر برگشت از مناظر و فروشگاه های اطراف لذت ببرید. در هر صورت و در توقف کوتاه 6 ساعته در جزیره سانتورینی، امکان دیدن تمام مناظر وجود ندارد و باید برخی را فدای دیگری کرد.
ساعت 10 شب زمان حرکت کشتی از جزیره اعلام شده بود و چون اکثر مسافرین برای برگشتن از تله کابین استفاده میکنند، باید کمی زودتر در ایستگاه حاضر می شدیم تا در رسیدن به کشتی دچار مشکل نشویم. بنابراین به گشت کوتاه و خوردن بستنی در اویا اکتفا کرده و به سمت تاکسی رفتیم تا با درد دل با خانواده کلمبیایی به فیرا برگردیم. حدود ساعت 20:30 در فیرا پیاده شدیم و با پرسه زدن در مغازه های فروش ساغوتی، لحظات پایانی سفر چند ساعته و فراموش نشدنی به سانتورینی را سپری کردیم. با پرداخت 5 یورو سوار تله کابین شدیم و سپس سوار قایق هایی شدیم که بصورت مجانی مسافرین را به کشتی میبرند. با آنکه خانه های برفی در دل شب معلوم نبود، اما جزیره سانتورینی شکوه خاص خود را داشت و با دور شدن از آن حس عجیبی به ما دست می داد. به محض رسیدن به کشتی به طرف رستوران حرکت کردیم، فرصت کوتاهی تا حرکت کشتی و صرف شام در حین تماشای جزیره وجود داشت. بالاخره سوت کشتی به صدا درآمد و تکانهای شدید، جدایی ما از سانتورینی زیبا را رقم زد…

 ادامه دارد

کشتی کروز به جزیره سانتورینی یونان

کشتی کروزی که از آن پیاده شده بودیم در دل دریای اژه

لحظه ای که رسیدیم خورشید غروب کرده بودیم و اندوه بی پایانی ما را فراگرفت

لحظه ای که رسیدیم خورشید غروب کرده بودیم و اندوه بی پایانی ما را فراگرفت

غروب زیبای جزیره سانتورینی

خبری از خورشید نبود و خیل جمعیت نیز محل را ترک کرده بودند

کافی شاپ در جزیره سانتورینی یونان

رستوران ها و کافی شاپ های متعددی در مناطق مشرف به دریا در اویا وجود دارد

آسیاب در جزیره سانتورینی یونان

شرح قبلی

آسیاب بادی یونانی

شرح قبلی تر!!

آسیاب بادی یونان

این آسیاب بادی که در ورای رستوران مشاهده می کنید یکی از سمبل های جزیره است

اویا سانتورینی

با اینکه فرصت دیدن غروب بی نظیر خورشید در سانتورینی را از دست دادیم، ولی زیبایی این جزیره را هیچ وقت فراموش نخواهیم کرد

جزیره سانتورینی

شرح قبلی

آسیاب بادی جزیره سانتورینی یونان

مشابه این عکس را در اینترنت زیاد می بینید

خیابان اویا یونان

آخرین عکس ما از کوچه های اویا

شب در فیرا یونان

وقتی با تاکسی به فیرا برگشتیم و نزدیک تله کابین رسیدیم این مناظر به چشم می خورد

فیرا سانتورینی

شرح قبلی

زندگی شبانه در یونان

آخرین لحظه حضور در بالای جزیره افسون کننده سانتورینی

با ثبت دیگاه خود ما را دلگرم کنید

24 دیدگاه در "جزیره سانتورینی و غروب بی نظیر خورشید!"

مرتب سازی بر اساس:   جدیدترین | قدیمی ترین
سارا

سلام میشه لطف کنید هزینه سفرتون رو بگین من تو اینترنت چک میکنم از ایران قیمت میده ما میخوایم خودمون بریم از ازمیر

Very informative blog.

I would like to thank you for the information.

کورش

خسته نباشید ، واقعا عالی و فوق العاده بود این سفرنامه . بیشتر شبیه یک فیلم ماجرایی برام تداعی شده بود چون کلماتی که بکار برده بودید روح و جسم ویژه ای به سفرنامه تون داده بود مخصوصا اضطراب این لحظات آخر که می خواستید غروب توی جزیره سانتورینی رو ببینید کاملا این حس به من هم منتقل شد .
آفرین به شما دم شما گرم . ایشالا سفرنامه های دیگه ای از شما بخونیم . لطفا در مورد آتن هم بنویسید .

eli

ممنون از نوشته های زیباتون میتونم بپرسم هزینه این سفرتون چقدر شده

ميشا

سلام به شما عجب سفرنامه ی زیبایی نوشتین بس بقیه اش کجاست میشه راجع استفاده از اینترنت کشتی من را هم راهنمایی کنید؟

زهره

خیلی ممنون که وقت گذاشتید .کامل وعالی بود

علي

سلام جهان گردان عزیز آتن چی شد ؟!

مریم

ممنون میشم در مورد ویزا کمی بیشتر توضیح بدید
یعنی هیچ جا هنگام ورود به جزایر یا حتی آتن از شما ویزا نخواستن؟
این موضوع چطور حل شده و یا چقدر ریسک داره ؟!

مهسا
سلام و دورود بر شما ببخشید من یه سوال داشتم. من از سایت بوکینگ یه هتل تو گرجستان رزرو کردم که نیازی به داشتن اطلاعات کارت اعتباری نداشت و free cancellation هم نبود (متاسفانه نمی دونم چرا اصلا به این یه قلم توجه نکردم ) و چون زمان رزرو ام نزدیک به زمان اقامتم بود به محض رزرو و گرفتن confirm توی پرینتی که گرفتم نوشت که در صورت کنسلی کل هزینه رو باید بپردازی. حالا می خوام بدونم این هتله که فقط اسم و موبایل و یه ادرس غیر دقیق از من داره و من هیچ اطلاعاتی در مورد… ادامه متن

درود بر شما
چقدر حیف شد که این اشتباه محاسباتی باعث از دست دادن این منظره زیبا شد. هرچند بقیه تصاویر اونقدر زیبا هستند که از نگاه ما نباید خیلی افسوس خورد! فقط نفهمیدیم چجوری اون طفلکی زبون بسته رو این همه ساعت دنبال خودتون کشیدین و طفلکی دم نزد! راستی اگه کسی از کشتی جا می موند تکلیفش چی بود؟ چون پاسپورت و ویزا هم که نداشت!!!
خوش باشید

wpDiscuz